۱۳۹۳ فروردین ۱۲, سه‌شنبه

کلاه قرمزی و ابتذال انتلکتوالی

 عده ای کلاه قرمزی را از منظر حقوق جنسیت نقد کرده اند و در نهایت به آن رسیده اند که این برنامه اشاعه ی مردسالاری می کند و اینکه بچه ها شیرینی می خورند بدآموزی دارد و از این دست هندوانه ها. توی یک بحث فیسبوکی عده ای از دوستان با هم گفت و گو کردند و گفتند که اگر دوره بچه می زاید از آن طرف گفته که فرهنگشان این است که بچه را پدر بزرگ کند. حالا باید بنشینیم بیندیشیم و تحلیل گفتار و بادی لنگوئج فامیل دور و دوره کنیم ببینیم بالاخره فرهنگ مردسالار را ترویج می کند یا زن سالار. اگر دلتان بخواهد من هم یکی اضافه میکنم: در کلاه قرمزی جیگر خر است. در ایران فقط به دختران و زنان ممکن است بگویند جیگر. پس تهماسب و جبلی منظورشان این است که زنان و دختران (اقلا جیگرهایشان) خر هستند!
اما من نمی خواهم وارد این ابتذال شوم. این نقد و این فکر ابتذال است که دشواری های زنان در ایران را با نقد کلاه قرمزی ای که اتفاقا از نظر من سالم ترین برنامه ی طنز جمهوری اسلامی است وارسی کنیم. وقتی به نقد های حسن عباسی بر کارتون های غربی و ژاپنی می خندیم نمی توانیم این گونه نوشته ها را نقد نابرابری جنسی در ایران اسم بگذاریم. وگرنه باید برای نقد کار کردن کودکان برویم سراغ هنا دختری در مزرعه یا ژان وال ژان، یا بگوییم مثلا ای کیو سان فرهنگ کچل کردن بچه ها را ترویج می کرد و در آخر ببینیم کار حسن عباسی را مسخره میکنیم اما نشسته ایم به همان کار.
 این طور جست و جو در شخصیت های یک برنامه ی عروسکی ساده برای نقد فرهنگ مردسالار ایران تنها از فکر کسی بر می آید که هیچ ربطی به جامعه ی ایران ندارد. این نقد ها برای بیننده و سازنده ی این برنامه مسئله نیست. برای سازنده اصلا چنین دغدغه هایی وجود ندارد که مثلا بخواهد با روسری سر دختر همسایه کردن چیزی را ترویج کند. حتی اگر هم مسئولان صدا و سیما به برنامه سازان بگویند که باید سر آن بچه روسری کنی (که من یادم می آید پارسال در چند برنامه روسری نداشت) برای بیننده ی ایرانی همچین چیزی مسئله نیست چون صبح تا شب همه روسری سر دارند. برای بیننده ی داخل ایران خنده دار است که از دل دیالوگ های عروسک های برنامه ای که شاید یک هفته وقت صرف ساخته نشده باشد بخواهند سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی را نقد کنند. این قول معروفی ست که قشر آنلاین ایران از قشر عامه کمی روشنفکر تر است اما ببینید همین قشر آنلاین چگونه زیر لینک بی بی سی فارسی در فیسبوک با آن برخورد کرده اند. این ها همه نشانه ی این است که این چیزهایی که از دید این متخصصان حقوق جنسیت و برابری موشکافی و نقد است در حقیقت خیالبافی ای بیش نیست. گیر دادن به کلاه قرمزی عین ابتذال است.
میخواهم پا را فراتر بگذارم و علت اینگونه نقد کردن را هم از نظر خودم بگویم. می خواهم بگویم تعدادی از این انتلکتوال ها از این متعجبند که برنامه ای تا این اندازه در نظر آن ها سطحی و پر از خشونت! توانسته قشر عظیمی از مردم را از پایین تا بالای جامعه سرگرم کند. می خواهند بگویند مردم شما نمی فهمید و خوشتان می آید وگرنه این برنامه همه اش پر از بدآموزی و توهین و خشونت و اشاعه ی چی و چی است. جالب این که این نقد ها تنها از کسانی بر می آید که هوای ایران را تنفس نمی کنند و مسائل روز ایران را نمی فهمند. نمی دانند که یک زن و مرد داخل ایران امروز با چه دردی روبه روست. غرب را تنفس می کنند و شرق را نقد و زحمت درک فضای ایران را به خود نمی دهند. از نظر من منشا نقد کلاه قرمزی با حرف مهدی خلجی که در نیویورک نشسته بود و میگفت ملت رای ندهید و راه حلی هم نمی داد یکیست. فکر می کنم این ها همه ابتذال روشنفکران خارج نشین است که جای این همه مشکلات روز زنان بند کرده اند به کلاه قرمزی.

۱ نظر:

  1. باز هم مشکلِ پایه ایِ ما افراط است.
    چه در نقد مثبت و چه منفی؛ منقد کلاه قرمزی در راه تعادل نه انتلکتوالِ بی درد است و نه طرفداش خنده خواهی بی فکر ولی در راه تفریط،منقدش غرب نشینی بدون درک از جامعه می شود و طرفدارش مجهز به سلاح لمپنیسم بر روی هرچی خلاف نظرش باشد. تفسیر برنامه ای با قشر وسیع مخاطب را نمی توان محدود کرد، یا سازندگان آن بیش از یک هفته بر رویش وقت نگذاشته اند،یا سازندگانِ دانا و پیش کسوت این عرصه اند.
    در نقد فمنیسم یا اینسترومنتالیسم افراط نشاید و بر نقد مقوله ای فرهنگیِ ساده انگاری نپاید.

    پاسخحذف